ديوان شمس› غزل ٣٧٢› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۷۲
- ترشی نکنم نه سرکهام من پرنم نشوم نه برکهام من
G372:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 من سر نخورم که سر گرانست·پاچه نخورم که استخوانست
- 2 من سر نخوهم که باکلاهند·من زر نخوهم که بازخواهند
- 3 بالا نپرم نه لک لکم من·کس را نگزم که نی سگم من
- 4 ترشی نکنم نه سرکهام من·پرنم نشوم نه برکهام من
- 5 دستار مرا گرو نهادی·یک کوزه مثلثم ندادی
- 6 سالار دهی و خواجه ده·آن باده که گفتهای به من ده
- 7 من عشق خورم که خوشگوارست·ذوق دهنست و نشو جانست
- 8 خوردم ز ثرید و پاچه یک چند·از پاچه سر مرا زیانست
ganjoor: sh372 · public domain