ديوان شمس› غزل ٣٧٧› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۷۷
- تا خارششان همیکشاند هر جای که شور یا شری هست
G377:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آن را که در آخرش خری هست·او را به طواف رهبری هست
- 2 بازار جهان به کسب برپاست·زین در همه خارش و گری هست
- 3 تا خارششان همیکشاند·هر جای که شور یا شری هست
- 4 در یم صدفی قرار گیرد·کاو را به درونه گوهری هست
- 5 اما صدفی که دُر ندارد·در جُستن دُرش معبری هست
- 6 گه در یم و گاه سوی ساحل·در جُستن قطرهاش سری هست
- 7 خاموش و طمع مکن سکینه·آن راست سکون که مخبری هست
ganjoor: sh377 · public domain