ديوان شمس› غزل ٣٨٥› بيت ٧ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۸۵
- هین خمش کن تا توانی تخم نیکی کار تو زانک پیدا شد بهشت عدن ز افعال ثقات
G385:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 خلقهای خوب تو پیشت دود بعد از وفات·همچو خاتونان مه رو میخرامند این صفات
- 2 آن یکی دست تو گیرد وان دگر پرسش کند·وان دگر از لعل و شکر پیش بازآرد زکات
- 3 چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده·مسلمات مؤمنات قانتات تائبات
- 4 بی عدد پیش جنازه میدود خوهای تو·صبر تو و النازعات و شکر تو و الناشطات
- 5 در لحد مونس شوندت آن صفات باصفا·در تو آویزند ایشان چون بنین و چون بنات
- 6 حلهها پوشی بسی از پود و تار طاعتت·بسط جانت عرصه گردد از برون این جهات
- 7 هین خمش کن تا توانی تخم نیکی کار تو·زانک پیدا شد بهشت عدن ز افعال ثقات
ganjoor: sh385 · public domain