ديوان شمس› غزل ٣٨٩› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۸۹
- گر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمان چون نباشد آدمی را راه بینی سود نیست
G389:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست·گرچه با من مینشینی چون چنینی سود نیست
- 2 چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بود·در میان جو درآیی آب بینی سود نیست
- 3 چونک در تن جان نباشد صورتش را ذوق نیست·چون نباشد نان و نعمت صحن و سینی سود نیست
- 4 گر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمان·چون نباشد آدمی را راه بینی سود نیست
- 5 تا ز آتش میگریزی ترش و خامی چون خمیر·گر هزاران یار و دلبر میگزینی سود نیست
ganjoor: sh389 · public domain