ديوان شمس› غزل ٣٩٥› بيت ٦ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۹۵
- شمس تبریزی توی دریا و هم گوهر توی زانک بود تو سراسر جز سر خلاق نیست
G395:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست·هر چه گفت و گوی خلق آن ره ره عشاق نیست
- 2 شاخ عشق اندر ازل دان بیخ عشق اندر ابد·این شجر را تکیه بر عرش و ثری و ساق نیست
- 3 عقل را معزول کردیم و هوا را حد زدیم·کاین جلالت لایق این عقل و این اخلاق نیست
- 4 تا تو مشتاقی بدان کاین اشتیاق تو بتی است·چون شدی معشوق از آن پس هستیی مشتاق نیست
- 5 مرد بحری دایما بر تخته خوف و رجا است·چونک تخته و مرد فانی شد جز استغراق نیست
- 6 شمس تبریزی توی دریا و هم گوهر توی·زانک بود تو سراسر جز سر خلاق نیست
ganjoor: sh395 · public domain