ديوان شمس› غزل ٤١١› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۱۱
- شهر غلبیرگهی دان که شود زیر و زبر دست غلبیرزنش سخره صاحب بلدست
G411:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست·هله چون مینزند ره ره او را کِه زدست
- 2 او ز هر نیک و بد خلق چرا میلنگد·بد و نیک همه را نعره مطرب مددست
- 3 دف دریدست طرب را به خدا بیدف او·مجلس یارکده بیدم او بارکدست
- 4 شهر غلبیرگهی دان که شود زیر و زبر·دست غلبیرزنش سخره صاحب بلدست
- 5 خیره کم گوی خمش مطرب مسکین چه کند·این همه فتنه آن فتنه گر خوب خدست
ganjoor: sh411 · public domain