ديوان شمس› غزل ٤٢١› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۲۱
- صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست تا چه عشقست که اندر دل ما بسرشتهست
G421:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ساقیا این می از انگور کدامین پُشتهست·که دل و جان حریفان ز خمار آغشتهست
- 2 خم پیشین بگشا و سر این خم بربند·که چو زهرست نشاط همگان را کشتهست
- 3 بند این جام جفا جام وفا را برگیر·تا نگویند که ساقی ز وفا برگشتهست
- 4 درده آن باده اول که مبارک بادهست·مگسل آن رشتهٔ اول که مبارک رشتهست
- 5 صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست·تا چه عشقست که اندر دل ما بسرشتهست
- 6 بر در خانهٔ دل این لگد سخت مزن·هان که ویران شود این خانهٔ دل یک خشتهست
- 7 بادهای ده که بدان باده بلا واگردد·مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشتهست
- 8 تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم·پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشتهست
ganjoor: sh421 · public domain