ديوان شمس غزل ٤٣٧ بيت ٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۳۷

  1. ای ماه‌روی از تو صد جور اگر بیاید تن را بود چو خَلعت جان را بود سلامت

G437:2

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 هر جور که‌ز تو آید بر خود نهم غرامت·جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت
  2. 2 ای ماه‌روی از تو صد جور اگر بیاید·تن را بود چو خَلعت جان را بود سلامت
  3. 3 هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارند·عشق تو شد نصیبم احسنت ای کرامت
  4. 4 گه جام مست گردد از لذت می تو·گه می به جوش آید از چاشنی جامت
  5. 5 معنی به سجده آید چون صورت تو بیند·هر حرف رقص آرد چون بشنود کلامت
  6. 6 عاشق چو مَست‌تر شد بر وی ملامت آید·زیرا که نُقل این می نبود به جز ملامت

ganjoor: sh437 · public domain