ديوان شمس غزل ٤٥٣ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۵۳

  1. ای آنک ایمن‌ست جهان در پناه تو مه نیز بی‌لقای تو شب ایمنی نداشت

G453:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 بُد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت·شمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشت
  2. 2 شب در شکنجه بودم و جرمی نرفته بود·در حبس بود این دل و دل دادنی نداشت
  3. 3 ای آنک ایمن‌ست جهان در پناه تو·مه نیز بی‌لقای تو شب ایمنی نداشت
  4. 4 کبر و منیِ خلق حجاب تو می‌شود·در سایه بود از تو کسی کو منی نداشت
  5. 5 دل در کف تو از تو ولیکن ز شرم تو·سیماب‌وار بر کف تو ساکنی نداشت

ganjoor: sh453 · public domain