ديوان شمس› غزل ٤٦٨› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۶۸
- پای در آتش بنه همچو خلیل ای پسر کآتش از لطف او روضه نیلوفریست
G468:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست·آنک از او آگهست از همه عالم بریست
- 2 آه که چه بیبهرهاند باخبران زانک هست·چهره او آفتاب طره او عنبریست
- 3 آه از آن موسیی کانک بدیدش دمی·گشته رمیده ز خلق بر مثل سامریست
- 4 بر عدد ریگ هست در هوسش کوه طور·بر عدد اختران ماه ورا مشتریست
- 5 چشم خلایق از او بسته شد از چشم بند·زانک مسلم شده چشم ورا ساحریست
- 6 اوست یکی کیمیا کز تبش فعل او·زرگر عشق ورا بر رخ من زرگریست
- 7 پای در آتش بنه همچو خلیل ای پسر·کآتش از لطف او روضه نیلوفریست
- 8 چون رخ گلزار او هست چراگاه روح·روح از آن لاله زار آه که چون پروریست
- 9 مفخر جان شمس دین عقل به تبریز یافت·آن گهری را که بحر در نظرش سرسریست
ganjoor: sh468 · public domain