ديوان شمس› غزل ٤٦٩› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۶۹
- ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شوی بندم لب گویمت خواجه شکرخوار نیست
G469:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست·پر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیست
- 2 غصه در آن دل بود کز هوس او تهیست·غم همه آن جا رود کان بت عیار نیست
- 3 ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شوی·بندم لب گویمت خواجه شکرخوار نیست
- 4 در دل اگر تنگیست تنگ شکرهای اوست·ور سفری در دلست جز بر دلدار نیست
- 5 ای که تو بیغم نهای میکن دفع غمش·شاد شو از بوی یار کت نظر یار نیست
- 6 ماه ازل روی او بیت و غزل بوی او·بوی بود قسم آنک محرم دیدار نیست
ganjoor: sh469 · public domain