ديوان شمس غزل ٥٠٠ بيت ٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۰۰

  1. گه گهی می‌کشند گوش تو را سوی آن عالمی که گه گه نیست

G500:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 قبله امروز جز شهنشه نیست·هر که آید به در بگو ره نیست
  2. 2 عذر گو وز بهانه آگه باش·همه خفتند و یک کس آگه نیست
  3. 3 نگذارد نه کوته و نه دراز·آتشی کو دراز و کوته نیست
  4. 4 در چَهِ طبع تو خیالاتست·یوسفی بی‌خیال در چه نیست
  5. 5 چون که گندم رسید مغز آکند·همره ماست و همره که نیست
  6. 6 پاره پاره کند یکایک را·عشق آن یک که پاره ده نیست
  7. 7 گه گهی می‌کشند گوش تو را·سوی آن عالمی که گه گه نیست
  8. 8 شمس تبریز شاه ترکانست·رو به صحرا که شه به خرگه نیست

ganjoor: sh500 · public domain