ديوان شمس› غزل ٥١٤› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۱۴
- آتش در مال زن و در حطام تا برهی ز آتش وز زاردشت
G514:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 قصد سرم داری خنجر به مشت·خوشتر از این نیز توانیم کُشت
- 2 برگ گل از لطف تو نرمی بیافت·بر مثل خار چرایی درشت
- 3 تیغ زدی بر سرم ای آفتاب·تا شدم از تیغ تو من گرم پشت
- 4 تیغ حجابست رها کن حجاب·بر رخ من گرم بزن یک دو مشت
- 5 وصف طلاق زن همسایه کرد·گفت به خاری زن خود هشت هشت
- 6 گفت چرا هشت جوابش بداد·در عوض زشت بدان قحبه رشت
- 7 بهر طلاقست امل کو چو مار·حبس حطامست و کند خشت خشت
- 8 آتش در مال زن و در حطام·تا برهی ز آتش وز زاردشت
- 9 بس کن و کم گوی سخن کم نویس·بس بودت دفتر جان سر نوشت
ganjoor: sh514 · public domain