ديوان شمس غزل ٥٢٦ بيت ٩ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۲۶

  1. خامش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم شمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد

G526:9

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای لولیان ای لولیان یک لولی‌یی دیوانه شد·تشتش فتاد از بام ما‌، نک سوی مجنون‌خانه شد
  2. 2 می‌گشت گِرد حوض او‌، چون تشنگان در جست و جو·چون خشک نانه ناگهان در حوض ما ترنانه شد
  3. 3 ای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند تو·مشنو تو این افسون که‌او ز افسون ما افسانه شد
  4. 4 زین حلقه نجهد گوش‌ها کاو عقل برد از هوش‌ها·تا سر نهد بر آسیا چون دانه در پیمانه شد
  5. 5 بازی مبین بازی مبین اینجا تو جانبازی گزین·سرها ز عشق جعد او بس سرنگون چون شانه شد
  6. 6 غره مشو با عقل خود بس اوستاد معتمد·که‌استون عالم بود او‌، نالان‌تر از حنانه شد
  7. 7 من که ز جان ببریده‌ام چون گل قبا بدریده‌ام·زان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد
  8. 8 این قطره‌های هوش‌ها مغلوب بحر هوش شد·ذرات این جان‌ریزه‌ها مستهلک جانانه شد
  9. 9 خامش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم·شمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد

ganjoor: sh526 · public domain