ديوان شمس› غزل ٥٧٤› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۷۴
- دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد
G574:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد·قیامتهای پرآتش ز هر سویی برانگیزد
- 2 دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد·دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد
- 3 ملکها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد·چراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد
- 4 چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید·به جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد
- 5 چو هفت صد پردهی دل را به نور خود بدراند·ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد
- 6 چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد·از آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد
ganjoor: sh574 · public domain