ديوان شمس› غزل ٥٩٣› بيت ١ التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۹۳
- برون شو ای غم از سینه، که لطف یار میآید تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار میآید
G593:1
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 برون شو ای غم از سینه، که لطف یار میآید·تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار میآید
- 2 نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او·مرا از فرط عشق او، ز شادی عار میآید
- 3 مسلمانان مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید·که کفر از شرم یار من، مسلمانوار میآید
- 4 برو ای شُکر کاین نعمت، ز حدّ شُکر بیرون شد·نخواهم صبر گرچه او، گهی هم کار میآید
- 5 رَوید ای جمله صورتها، که صورتهای نو آمد·عَلَمهاتان نگون گردد، که آن بسیار میآید
- 6 دَر و دیوار این سینه، همیدَرَّد ز انبوهی·که اندر دَر نمیگنجد، پس از دیوار میآید
ganjoor: sh593 · public domain