ديوان شمس› غزل ٦٠٦› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۰۶
- ای خسته افتاده بنگر که که افکندت چون درنگری او را هم اوت برانگیزد
G606:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 با تلخی معزولی میری بنمی ارزد·یک روز همیخندد صد سال همیلرزد
- 2 خربندگی و آنگه از بهر خر مرده·بهر گل پژمرده با خار همیسازد
- 3 زنهار نخندی تو تا اوت نخنداند·زیرا که همه خنده زین خنده همیخیزد
- 4 ای روی ترش بنگر آن را که ترش کردت·تا او شکری شیرین در سرکه درآمیزد
- 5 ای خسته افتاده بنگر که که افکندت·چون درنگری او را هم اوت برانگیزد
- 6 گر زانک سگی خسبد بر خاک سر کویش·شیر از حذر آن سگ بگدازد و بگریزد
ganjoor: sh606 · public domain