ديوان شمس› غزل ٦٠٩› بيت ٧ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۰۹
- جام میِ موسی کش، شمس الحق تبریزی تا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد
G609:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد·و اندر دل دونهمّت، اسرارِ تو چون باشد؟!
- 2 بر هر چه همی لرزی، میدان که همان ارزی·زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد
- 3 آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد·وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد
- 4 آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!·هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟
- 5 سیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!·پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد
- 6 بر گرد خسان گردد چون چرخ، دل تاری·آن دل که چنین گردد، او را چه سکون باشد؟!
- 7 جام میِ موسی کش، شمس الحق تبریزی·تا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد
ganjoor: sh609 · public domain