ديوان شمس› غزل ٦١١› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۱۱
- از جرم و جفاجویی چون دست نمیشویی بر روی بزن آبی میقات صلا آمد
G611:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد·وی نفس جفاپیشه هنگام وفا آمد
- 2 بنگر به سوی روزن بگشای در توبه·پرداخته کن خانه هین نوبت ما آمد
- 3 از جرم و جفاجویی چون دست نمیشویی·بر روی بزن آبی میقات صلا آمد
- 4 زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری·سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد
- 5 زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد·آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد
ganjoor: sh611 · public domain