ديوان شمس› غزل ٦٢› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۲
- ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را
G62:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را·از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را
- 2 زبان سوسن از ساقی کرامتهای مستان گفت·شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را
- 3 ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل·چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را
- 4 ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی·چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را
- 5 سقاهم ربهم خوردند و نام و ننگ گم کردند·چو آمد نامه ساقی چه نام آورد مستان را
- 6 درون مجمر دلها سپند و عود میسوزد·که سرمای فراق او زکام آورد مستان را
- 7 درآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقی·ز پنهان خانه غیبی پیام آورد مستان را
- 8 چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر·که ساقی هر چه درباید تمام آورد مستان را
- 9 که جانها را بهار آورد و ما را روی یار آورد·ببین کز جمله دولتها کدام آورد مستان را
- 10 ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت·به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را
ganjoor: sh62 · public domain