ديوان شمس› غزل ٦٣٠› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۳۰
- خودکرده شمر آن را چه خیزد از آن سودا اندر پی صد چون آن صد دام دگر باشد
G630:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد·چون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد
- 2 بر هر چه امیدستت کی گیرد او دستت·بر شکل عصا آید وان مار دوسر باشد
- 3 وان غصه که میگویی آن چاره نکردم دی·هر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد
- 4 خودکرده شمر آن را چه خیزد از آن سودا·اندر پی صد چون آن صد دام دگر باشد
- 5 آن چاره همیکردم آن مات نمیآمد·آن چاره لنگت را آخر چه اثر باشد
- 6 از مات تو قوتی کن یا قوت شو او را تو·تا او تو شوی تو او این حصن و مفر باشد
ganjoor: sh630 · public domain