ديوان شمس غزل ٦٣٥ بيت ٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۳۵

  1. پروانه چو بی‌جان شد جانیش دهد نسیه وان جان چو آتش را زان رطل بفرماید

G635:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 مستان می ما را هم ساقی ما باید·با آن همه شیرینی گر ترش کند شاید
  2. 2 با آن همه حسن آن مه گر ناز کند گه گه·والله که کلاه از شه بستاند و برباید
  3. 3 پر ده قدحی میرم آخر نه چو کمپیرم·تا شینم و می‌میرم کاین چرخ چه می‌زاید
  4. 4 فرمای تو ساقی را آن شادی باقی را·تا باد نپیماید تا باده بپیماید
  5. 5 صد سر ببرد در دم از محرم و نامحرم·نی غم خورد از ماتم نی دست بیالاید
  6. 6 چون شمع بسوزاند پروانه مسکین را·چون جعد براندازد چون چهره بیاراید
  7. 7 پروانه چو بی‌جان شد جانیش دهد نسیه·وان جان چو آتش را زان رطل بفرماید
  8. 8 رطلی ز می باقی کز غایت راواقی·هر نقش که اندیشی در دل به تو بنماید
  9. 9 ای عشق خداوندی شمس الحق تبریزی·چندانک بیفزایی این باده بیفزاید

ganjoor: sh635 · public domain