ديوان شمس› غزل ٦٥٨› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۵۸
- دلا سر سخت کن کم کن ملولی ملول اسرار را محرم نگردد
G658:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بگو دل را که گرد غم نگردد·ازیرا غم به خوردن کم نگردد
- 2 نبات آب و گل جمله غم آمد·که سور او به جز ماتم نگردد
- 3 مگرد ای مرغ دل پیرامن غم·که در غم پر و پا محکم نگردد
- 4 دل اندر بیغمی پری بیابد·که دیگر گرد این عالم نگردد
- 5 دلا این تن عدو کهنه تست·عدو کهنه خال و عم نگردد
- 6 دلا سر سخت کن کم کن ملولی·ملول اسرار را محرم نگردد
- 7 چو ماهی باش در دریای معنی·که جز با آب خوش همدم نگردد
- 8 ملالی نیست ماهی را ز دریا·که بیدریا خود او خرم نگردد
- 9 یکی دریاست در عالم نهانی·که در وی جز بنی آدم نگردد
- 10 ز حیوان تا که مردم وانبرد·درون آب حیوان هم نگردد
- 11 خموش از حرف زیرا مرد معنی·بگرد حرف لا و لم نگردد
ganjoor: sh658 · public domain