ديوان شمس غزل ٦٧٤ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۷۴

  1. همه عالم به دست غم زبونند چو او بیند مرا تنها گریزد

G674:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 چنان کز غم دل دانا گریزد·دو چندان غم ز پیش ما گریزد
  2. 2 مگر ما شحنه‌ایم و غم چو دزدست·چو ما را دید جا از جا گریزد
  3. 3 بغرد شیر عشق و گله غم·چو صید از شیر در صحرا گریزد
  4. 4 ز نابینا برهنه غم ندارد·ز پیش دیده بینا گریزد
  5. 5 مرا سوداست تا غم را ببینم·ولیکن غم از این سودا گریزد
  6. 6 همه عالم به دست غم زبونند·چو او بیند مرا تنها گریزد
  7. 7 اگر بالا روم پستی گریزد·وگر پستی روم بالا گریزد
  8. 8 خمش باشم بود کاین غم درافتد·غلط خود غم ز ناگویا گریزد

ganjoor: sh674 · public domain