ديوان شمس› غزل ٦٨٣› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۸۳
- میا بیدف به گور من برادر که در بزم خدا غمگین نشاید
G683:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ز خاک من اگر گندم برآید·از آن گر نان پزی مستی فزاید
- 2 خمیر و نانبا دیوانه گردد·تنورش بیت مستانه سراید
- 3 اگر بر گور من آیی زیارت·تو را خرپشتهام رقصان نماید
- 4 میا بیدف به گور من برادر·که در بزم خدا غمگین نشاید
- 5 زنخ بربسته و در گور خفته·دهان افیون و نقل یار خاید
- 6 بدری زان کفن بر سینه بندی·خراباتی ز جانت درگشاید
- 7 ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان·ز هر کاری به لابد کار زاید
- 8 مرا حق از می عشق آفریدهست·همان عشقم اگر مرگم بساید
- 9 منم مستی و اصل من می عشق·بگو از می به جز مستی چه آید
- 10 به برج روح شمس الدین تبریز·بپرد روح من یک دم نپاید
ganjoor: sh683 · public domain