ديوان شمس› غزل ٦٩١› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۹۱
- خود گیر که خرمنی ندارند نه از خرمن فقر دانه چینند
G691:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 هر چند که بلبلان گزینند·مرغان دگر خمش نشینند
- 2 خود گیر که خرمنی ندارند·نه از خرمن فقر دانه چینند
- 3 از حلقه برون نهایم ما نیز·هر چند که آن شهان نگینند
- 4 گر ولوله مرا نخواهند·از بهر چه کارم آفرینند
- 5 شیرین و ترش مراد شاهست·دو دیگ نهاده بهر اینند
- 6 بایست بود ترش به مطبخ·چون مخموران بدان رهینند
- 7 هر حالت ما غذای قومیست·زین اغذیه غیبیان سمینند
- 8 مرغان ضمیر از آسمانند·روزی دو سه بسته زمینند
- 9 زانشان ز فلک گسیل کردند·هر چند ستارگان دینند
- 10 تا قدر وصال حق بدانند·تا درد فراق حق بینند
- 11 بر خاک قراضه گر بریزند·آن را نهلند و برگزینند
- 12 شمس تبریز کم سخن بود·شاهان همه صابر و امینند
ganjoor: sh691 · public domain