ديوان شمس› غزل ٦٩٢› بيت ١٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۹۲
- چون کشتی نوحم اندر این خشک کان طوفانست ختم میعاد
G692:12
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 رفتیم بقیه را بقا باد·لابد برود هر آنک او زاد
- 2 پنگان فلک ندید هرگز·طشتی که ز بام درنیفتاد
- 3 چندین مدوید کاندر این خاک·شاگرد همان شدست کاستاد
- 4 ای خوب مناز کاندر آن گور·بس شیرینست لا چو فرهاد
- 5 آخر چه وفا کند بنایی·کاستون ویست پارهای باد
- 6 گر بد بودیم بد ببردیم·ور نیک بدیم یادتان باد
- 7 گر اوحد دهر خویش باشی·امروز روان شوی چو آحاد
- 8 تنها ماندن اگر نخواهی·از طاعت و خیر ساز اولاد
- 9 آن رشته نور غیب باقیست·کانست لباب روح اوتاد
- 10 آن جوهر عشق کان خلاصهست·آن باقی ماند تا به آباد
- 11 این ریگ روان چو بیقرارست·شکل دگر افکنند بنیاد
- 12 چون کشتی نوحم اندر این خشک·کان طوفانست ختم میعاد
- 13 زان خانه نوح کشتیی بود·کز غیب بدید موج مرصاد
- 14 خفتیم میانه خموشان·کز حد بردیم بانگ و فریاد
ganjoor: sh692 · public domain