ديوان شمس غزل ٦٩٩ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۹۹

  1. باری دل من صبوح مستست وام شب دوش می‌گزارد

G699:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 بیچاره کسی که می ندارد·غوره به سلف همی‌فشارد
  2. 2 بیچاره زمین که شوره باشد·وین ابر کرم بر او نبارد
  3. 3 باری دل من صبوح مستست·وام شب دوش می‌گزارد
  4. 4 گفتم به صبوح خفتگان را·پامزد ویم که سر برآرد
  5. 5 امروز گریخت شرم از من·او بر کف مست کی نگارد
  6. 6 ساقیست گرفته گوشم امروز·یک لحظه مرا نمی‌گذارد
  7. 7 جام چو عصاش اژدها شد·بر قبطی عقل می‌گمارد
  8. 8 خاموش و ببین که خم مستان·چون جام شریف می‌سپارد

ganjoor: sh699 · public domain