ديوان شمس غزل ٧٠ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۰

  1. چو خورشید حمل آمد شعاعش در عمل آمد ببین لعل بدخشان را و یاقوت زکاتی را

G70:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را·خضر آمد خضر آمد بیار آب حیاتی را
  2. 2 عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را·سحر آمد سحر آمد بهل خواب سباتی را
  3. 3 بهار آمد بهار آمد رهیده بین اسیران را·به بستان آ به بستان آ ببین خلق نجاتی را
  4. 4 چو خورشید حمل آمد شعاعش در عمل آمد·ببین لعل بدخشان را و یاقوت زکاتی را
  5. 5 همان سلطان همان سلطان که خاکی را نبات آرد·ببخشد جان ببخشد جان نگاران نباتی را
  6. 6 درختان بین درختان بین همه صایم همه قایم·قبول آمد قبول آمد مناجات صلاتی را
  7. 7 ز نورافشان ز نورافشان نتانی دید ذاتش را·ببین باری ببین باری تجلی صفاتی را
  8. 8 گلستان را گلستان را خماری بد ز جور دی·فرستاد او فرستاد او شرابات نباتی را
  9. 9 بشارت ده بشارت ده به محبوسان جسمانی·که حشر آمد که حشر آمد شهیدان رفاتی را
  10. 10 شقایق را شقایق را تو شاکر بین و گفتی نی·تو هم نو شو تو هم نو شو بهل نطق بیاتی را
  11. 11 شکوفه و میوه بستان برات هر درخت آمد·که بیخم نیست پوسیده ببین وصل سماتی را
  12. 12 زبان صدق و برق رو برات مؤمنان آمد·که جانم واصل وصلست و هشته بی‌ثباتی را

ganjoor: sh70 · public domain