ديوان شمس غزل ٧١٤ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۱۴

  1. همچون مه نو ز غم خمیدن چون سایه به رو و سر دویدن

G714:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 اول نظر ار چه سرسری بود·سرمایه و اصل دلبری بود
  2. 2 آن جام شراب ارغوانی·وان آب حیات زندگانی
  3. 3 جمعیت جان‌های خرم·در سایه آن دو زلف درهم
  4. 4 از رنگ تو گشته‌ایم بی‌رنگ·زان سوی جهان هزار فرسنگ
  5. 5 در عشق پدید شد سپاهی·در سایه چتر پادشاهی
  6. 6 همچون مه نو ز غم خمیدن·چون سایه به رو و سر دویدن
  7. 7 آن مه که بسوخت مشتری را·بشکست بتان آزری را
  8. 8 گر هجده هزار عالم ای جان·پر گشت ز قال و قال ای جان
  9. 9 گر داد طریق عشق دادیم·ور زان مه و آفتاب شادیم
  10. 10 آن دم که ز ننگ خویش رستیم·وان می که ز بوش بود مستیم
  11. 11 باغی که حیات گشت وصلش·خوشتر ز بهار و چار فصلش

ganjoor: sh714 · public domain