ديوان شمس› غزل ٧١٦› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۱۶
- اومید تو هر دمی بگوید دستت گیرم به فضل خود زود
G716:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دیر آمدهای سفر مکن زود·ای مایه هر مراد و هر سود
- 2 ای ز آتش عزم رفتن تو·از بینیها برآمده دود
- 3 هر عود تلف شود ز آتش·در آتش توست عید هر عود
- 4 اومید تو هر دمی بگوید·دستت گیرم به فضل خود زود
- 5 اما تو مگو که جهد و کوشش·سودم نکند که بودنی بود
- 6 معزول مکن تو قدرتم را·من بسته نیم چو تار در پود
- 7 هر لحظه بکاهمت چو خواهم·وز فضل توانمت بیفزود
- 8 بربند دهان ز گفت و سر نه·در سجده دوست کوست مسجود
ganjoor: sh716 · public domain