ديوان شمس غزل ٧٤ بيت ٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۴

  1. گر زان که تو قارونی در عشق شوی مفلس ور زان که خداوندی هم بنده شوی با ما

G74:2

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 گر زان که نه‌ای طالب جوینده شوی با ما·ور زان که نه‌ای مطرب گوینده شوی با ما
  2. 2 گر زان که تو قارونی در عشق شوی مفلس·ور زان که خداوندی هم بنده شوی با ما
  3. 3 یک شمع از این مجلس صد شمع بگیراند·گر مرده‌ای ور زنده هم زنده شوی با ما
  4. 4 پاهای تو بگشاید روشن به تو بنماید·تا تو همه تن چون گل در خنده شوی با ما
  5. 5 در ژنده درآ یک دم تا زنده دلان بینی·اطلس به دراندازی در ژنده شوی با ما
  6. 6 چون دانه شد افکنده بررست و درختی شد·این رمز چو دریابی افکنده شوی با ما
  7. 7 شمس الحق تبریزی با غنچه دل گوید·چون باز شود چشمت بیننده شوی با ما

ganjoor: sh74 · public domain