ديوان شمس› غزل ٧٥٦› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۵۶
- ای برادر از رهی این یک سخن را گوش دار هر نباتی این نیرزد آنک چون سر زد شود
G756:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود·گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود
- 2 بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه·علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود
- 3 هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی·هر درخت تلخ و شیرین آنچ میارزد شود
- 4 ای برادر از رهی این یک سخن را گوش دار·هر نباتی این نیرزد آنک چون سر زد شود
- 5 از هزاران آب شهوت ناگهان آبی بود·کز خمیرش صورت حسن و جمال و خد شود
- 6 وانگه آن حسن و جمالان خرج گردد صد هزار·تا یکی را خود از آنها دولتی باشد شود
- 7 نیکبختان در جهان بسیار آیند و روند·لیک بر درگاه شمس الدین نباید رد شود
- 8 هر که او یک سجده کردش گرچه کردش از نفاق·در دو عالم عاقبت او خاصه ایزد شود
- 9 از جفاها یاد ماور ای حریف باوفا·زانک یاد آن جفاها در ره تو سد شود
ganjoor: sh756 · public domain