ديوان شمس› غزل ٧٦٤› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۶۴
- همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براند که همه شیوه می را دل خمار بداند
G764:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند·مکن اسرار نهانی که وی اسرار بداند
- 2 همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براند·که همه شیوه می را دل خمار بداند
- 3 کف او خار نشاند کف او گل شکفاند·همه گلهای نهانی ز دل خار بداند
- 4 تو به هر روز به تدریج یکی چیز بدانی·تو برو چاکر او شو که به یک بار بداند
- 5 چو اسیری به گه حکم به اقرار و گواهی·تن صوفی به گواهی دل اقرار بداند
ganjoor: sh764 · public domain