ديوان شمس› غزل ٨› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸
- رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بیچون شوم صبر و قرارم بردهای ای میزبان زوتر بیا
G8:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما·صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا
- 2 رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بیچون شوم·صبر و قرارم بردهای ای میزبان زوتر بیا
- 3 از مه ستاره میبری تو پاره پاره میبری·گه شیرخواره میبری گه میکشانی دایه را
- 4 دارم دلی همچون جهان تا میکشد کوه گران·من که کشم که کی کشم زین کاهدان واخر مرا
- 5 گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد·من آردم گندم نیام، چون آمدم در آسیا؟
- 6 در آسیا گندم رود کز سنبله زادهست او·زاده مهم نی سنبله، در آسیا باشم چرا؟
- 7 نی نی فتد در آسیا هم نور مه از روزنی·زان جا به سوی مه رود نی در دکان نانبا
- 8 با عقل خود گر جفتمی من گفتنیها گفتمی·خاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا
ganjoor: sh8 · public domain