ديوان شمس› غزل ٨١١› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۱۱
- ماه عید روز وصلش خواستم از شب هجران براتم میدهد
G811:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آن شکرپاسخ، نباتم میدهد·و آنک کشتستم، حیاتم میدهد
- 2 آن که در دریای خونم غرقه کرد·یونس وقتم نجاتم میدهد
- 3 در صفات او صفاتم نیست شد·هم صفا و هم صفاتم میدهد
- 4 رخت را بُرد و مرا درویش کرد·نک ز یاقوتش زکاتم میدهد
- 5 اسب من بِستد، پیاده ماندهام·وز دو رخ آن شاه ماتم میدهد
- 6 کوه طُور از شاهماتش پاره شد·من کم از کاهم ثباتم میدهد
- 7 ماه عید روز وصلش خواستم·از شب هجران براتم میدهد
- 8 چون برون از شش جهت بُد گنج عشق·زآن جهت بی این جهاتم میدهد
ganjoor: sh811 · public domain