ديوان شمس› غزل ٨١٨› بيت ٩ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۱۸
- ساقیا تو جمله را یک رنگ کن باده ده گر یار و اغیار آمدند
G818:9
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ساقیان سرمست در کار آمدند·مستیان در کوی خمار آمدند
- 2 حلقه حلقه عاشقان و بیدلان·بر امید بوی دلدار آمدند
- 3 بلبلان مست و مستان الست·بر امید گل به گلزار آمدند
- 4 هین که مخموران در این دم جوق جوق·بر در ساقی به زنهار آمدند
- 5 یک ندا آمد عجب از کوی دل·بی دل و بیپا به یک بار آمدند
- 6 از خوشی بوی او در کوی او·بیخود و بیکفش و دستار آمدند
- 7 بی محابا ده تو ای ساقی مدام·هین که جانها مست اسرار آمدند
- 8 عارفان از خویش بیخویش آمدند·زاهدان در کار هشیار آمدند
- 9 ساقیا تو جمله را یک رنگ کن·باده ده گر یار و اغیار آمدند
ganjoor: sh818 · public domain