ديوان شمس› غزل ٨٣٤› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۳۴
- از در مشعله داران فلک آتش دل به دهان میآید
G834:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 از دل رفته نشان میآید·بوی آن جان و جهان میآید
- 2 نعره و غلغله آن مستان·آشکارا و نهان میآید
- 3 گوهر از هر طرفی میتابد·پای کوبان سوی جان میآید
- 4 از در مشعله داران فلک·آتش دل به دهان میآید
- 5 جان پروانه میان میبندد·شمع روشن به میان میآید
- 6 آفتابی که ز ما پنهان بود·سوی ما نورفشان میآید
- 7 تیر از غیب اگر پران نیست·پس چرا بانگ کمان میآید
ganjoor: sh834 · public domain