ديوان شمس غزل ٨٣٦ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۳۶

  1. آب حیوان که در آن تاریکیست پر شود شهر و بیابان چه شود

G836:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 گر نخسپی شبکی جان چه شود·ور نکوبی در هجران چه شود
  2. 2 ور بیاری شبکی روز آری·از برای دل یاران چه شود
  3. 3 ور دو دیده ز تو روشن گردد·کوری دیده شیطان چه شود
  4. 4 ور بگیرد ز گل افشانی تو·همه عالم گل و ریحان چه شود
  5. 5 آب حیوان که در آن تاریکیست·پر شود شهر و بیابان چه شود
  6. 6 ور خضروار قلاووز شوی·تا لب چشمه حیوان چه شود
  7. 7 ور ز خوان کرم و نعمت تو·زنده گردد دو سه مهمان چه شود
  8. 8 ور ز دلداری و جان بخشی تو·جان بیابد دو سه بی‌جان چه شود
  9. 9 ور سواره سوی میدان آیی·تا شود سینه چو میدان چه شود
  10. 10 روی چون ماهت اگر بنمایی·تا رود زهره به میزان چه شود
  11. 11 ور بریزی قدحی مالامال·بر سر وقت خماران چه شود
  12. 12 ور بپوشیم یکی خلعت نو·ما غلامان ز تو سلطان چه شود
  13. 13 ور چو موسی تو بگیری چوبی·تا شود چوب چو ثعبان چه شود
  14. 14 ور برآری ز تک دریا گرد·چو کف موسی عمران چه شود
  15. 15 ور سلیمان بر موران آید·تا شود مور سلیمان چه شود
  16. 16 بس کن و جمع کن و خامش باش·گر نگویی تو پریشان چه شود

ganjoor: sh836 · public domain