ديوان شمس غزل ٨٤٦ بيت ٣ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۴۶

  1. وان کو ز چه برافتد در جام و ساغر افتد مستیش در سر افتد پا را ز سر نداند

G846:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند·هر سنگ دل در این ره قلب از گهر نداند
  2. 2 هر عنکبوت جوله در تار و پود آن چه·از ذوق صنعت خود ذوق دگر نداند
  3. 3 وان کو ز چه برافتد در جام و ساغر افتد·مستیش در سر افتد پا را ز سر نداند

ganjoor: sh846 · public domain