ديوان شمس غزل ٨٦٦ بيت ٥ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۶۶

  1. اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد

G866:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد·در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد
  2. 2 چشم تو برگشاید هر دم هزار چشم·زیرا مسیح وار خدا قدرتش بداد
  3. 3 وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم او·کان چشمشان بصارت نو از چه راه داد
  4. 4 گفتم به آسمان که چنین ماه دیده‌ای·سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد
  5. 5 اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا·دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد

ganjoor: sh866 · public domain