ديوان شمس غزل ٨٧٣ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۷۳

  1. معدوم وار بنشین زیرا که در نماز داد سلام نبود الا که در قعود

G873:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود·شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
  2. 2 خندید و گفت روبه آخر به زیرکی·از دست شیر صید کجا سهل درربود
  3. 3 مر ابر را که دوشد و آن جا که دررسد·الا مگر که ابر نماید به خویش جود
  4. 4 معدوم را کجاست به ایجاد دست و پا·فضل خدای بخشد معدوم را وجود
  5. 5 معدوم وار بنشین زیرا که در نماز·داد سلام نبود الا که در قعود
  6. 6 بر آتش آب چیره بود از فروتنی·کآتش قیام دارد و آب است در سجود
  7. 7 چون لب خموش باشد دل صدزبان شود·خاموش چند چند بخواهیش آزمود

ganjoor: sh873 · public domain