ديوان شمس› غزل ٨٨٥› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۸۵
- باز دو صد قرص ماه بر سر آن خوان شکست دل چو چنین خوان بدید پای به خون درنهاد
G885:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد·دولت بار دگر در رخ ما رو گشاد
- 2 سرمه کشید این جهان باز ز دیدار ما·گشت جهان تازه روی چشم بدش دور باد
- 3 عشق ز زنجیر خویش جست و خرد را گرفت·عقل ز دستان عشق ناله کنان داد داد
- 4 مریم عشق قدیم زاد مسیحی عجب·داد نیابد خرد چونک چنین فتنه زاد
- 5 باز دو صد قرص ماه بر سر آن خوان شکست·دل چو چنین خوان بدید پای به خون درنهاد
- 6 دولت بشتافتهست چون نظرت تافتهست·تا که بقا یافتهست عاشق کون و فساد
- 7 مفخر تبریزیان شمس حق ای خوش نشان·عالم ای شاه جان بیرخ خوبت مباد
ganjoor: sh885 · public domain