ديوان شمس› غزل ٩٠٣› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۰۳
- عجب مدار ز مرده که از خدا طلبد جان عجب مدار ز تشنه که دل به آب سپارد
G903:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد·تو هم به صلح گرایی اگر خدا بگمارد
- 2 هزار عاشق داری به جان و دل نگرانت·که تا سعادت و دولت که را به تخت برآرد
- 3 ز عشق عاشق مفلس عجب فتند لئیمان·که آنچ رشک شهان شد گدا امید چه دارد
- 4 عجب مدار ز مرده که از خدا طلبد جان·عجب مدار ز تشنه که دل به آب سپارد
- 5 عجب مدار ز کوری که نور دیده بجوید·و یا ز چشم اسیری که اشک غربت بارد
- 6 ز بس دعا که بکردم دعا شدست وجودم·که هر که بیند رویم دعا به خاطر آرد
- 7 سلام و خدمت کردم مرا بگفت که چونی·مهم مس چه برآید چو کیمیا نگذارد
- 8 چگونه باشد صورت به وفق فکر مصور·چگونه مِی شود انگور گر کفش نفشارد
ganjoor: sh903 · public domain