ديوان شمس غزل ٩٣٨ بيت ٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۳۸

  1. چو مرغکان ابابیل لشکری شکنند به پیش لشکر پنهان چه کارزار بود

G938:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 سخن به نزد سخندان بزرگوار بود·ز آسمان سخن آمد سخن نه خوار بود
  2. 2 سخن چو نیک نگویی هزار نیست یکی·سخن چو نیکو گویی یکی هزار بود
  3. 3 سخن ز پرده برون آید آن گهش بینی·که او صفات خداوند کردگار بود
  4. 4 سخن چو روی نماید خدای رشک برد·خنک کسی که به گفتار رازدار بود
  5. 5 ز عرش تا به ثری ذره ذره گویااند·که داند آنک به ادراک عرش وار بود
  6. 6 سخن ز علم خدا و عمل خدای کند·وگر ز ما طلبی کار کار کار بود
  7. 7 چو مرغکان ابابیل لشکری شکنند·به پیش لشکر پنهان چه کارزار بود
  8. 8 چو پشه سر شاهی برد که نمرودست·یقین شود که نهان در سلاحدار بود
  9. 9 چو یک سواره مه را سپر دو نیم شود·سنان دیده احمد چه دلگذار بود
  10. 10 تو صورتی طلبی زین سخن که دست نهی·دهم به دست تو گر دست دستیار بود

ganjoor: sh938 · public domain