ديوان شمس غزل ٩٤٤ بيت ٧ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۴۴

  1. به حق گلشن اقبال کاندر او مستی چو گل خموش که تا بلبلت ثنا گوید

G944:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید·حدیث عشق شکرریز جان فزا گوید
  2. 2 اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد·ز لاله زار و ز نسرین و گل چرا گوید
  3. 3 ز راه غیرت گوید که تا بپوشاند·رها کند سر چشمه حدیث پا گوید
  4. 4 که پاره پاره به تدریج ذره که گردد·فنا شود که اگر تند و بر ولا گوید
  5. 5 کهی که ذره بود پیش او دو صد که قاف·دوان دوان شود آن دم که او بیا گوید
  6. 6 چو گوش کوه شنید آن بیای فرخ او·به سر بیاید و لبیک را دو تا گوید
  7. 7 به حق گلشن اقبال کاندر او مستی·چو گل خموش که تا بلبلت ثنا گوید

ganjoor: sh944 · public domain