ديوان شمس غزل ٩٥٧ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۵۷

  1. بلندبین ز تو گشتست هر دو دیده عشق ببین تو قوت شاگرد و حکمت استاد

G957:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 هزار جان مقدس فدای روی تو باد·که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
  2. 2 هزار رحمت دیگر نثار آن عاشق·که او به دام هوای چو تو شهی افتاد
  3. 3 ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفت·که هر یکی ز یکی خوشترست زهی بنیاد
  4. 4 دلم هزار گره داشت همچو رشته سحر·ز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد
  5. 5 بلندبین ز تو گشتست هر دو دیده عشق·ببین تو قوت شاگرد و حکمت استاد
  6. 6 نشسته‌ایم دل و عشق و کالبد پیشت·یکی خراب و یکی مست وان دگر دلشاد
  7. 7 به حکم تست بخندانی و بگریانی·همه چو شاخ درختیم و عشق تو چون باد
  8. 8 به باد زرد شویم و به باد سبز شویم·تو راست جمله ولایت تو راست جمله مراد
  9. 9 کلوخ و سنگ چه داند بهار جز اثری·بهار را ز چمن پرس و سنبل و شمشاد

ganjoor: sh957 · public domain