ديوان شمس› غزل ٩٦٦› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۶۶
- این یقینم شدست پیش از مرگ کز بدن جان برون نمیخسبد
G966:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دیده خون گشت و خون نمیخسبد·دل من از جنون نمیخسبد
- 2 مرغ و ماهی ز من شده خیره·کاین شب و روز چون نمیخسبد
- 3 پیش از این در عجب همیبودم·کآسمان نگون نمیخسبد
- 4 آسمان خود کنون ز من خیره است·که چرا این زبون نمیخسبد
- 5 عشق بر من فسون اعظم خواند·جان شنید آن فسون نمیخسبد
- 6 این یقینم شدست پیش از مرگ·کز بدن جان برون نمیخسبد
- 7 هین خمش کن به اصل راجع شو·دیده راجعون نمیخسبد
ganjoor: sh966 · public domain