ديوان شمس› غزل ٩٦٧› بيت ٩ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۶۷
- از دل بیدلم قرار مجوی کاندر او درد بیقرار نهاد
G967:9
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 رسم نو بین که شهریار نهاد·قبله مان سوی شهر یار نهاد
- 2 نقد عشاق را عیار نبود·او ز کان کرم عیار نهاد
- 3 گل صدبرگ برگ عیش بساخت·روی سوی بنفشه زار نهاد
- 4 هر که را چون بنفشه دید دوتا·کرد یکتا و در شمار نهاد
- 5 بی دلان را چو دل گرفت به بر·سرکشان را چو سر خمار نهاد
- 6 منتظر باش و چشم بر در دار·کو نظر را در انتظار نهاد
- 7 غم او را کنار گیر که غم·روی بر روی غمگسار نهاد
- 8 کس چه داند که گلشن رخ او·بر دل بیدلم چه خار نهاد
- 9 از دل بیدلم قرار مجوی·کاندر او درد بیقرار نهاد
- 10 آهوان صید چشم او گشتند·چونک رو جانب شکار نهاد
- 11 آن زره موی در کمان ز کمین·تیرهای زره گذار نهاد
- 12 خویشتن را چو در کنار گرفت·خلق را دور و برکنار نهاد
- 13 رحمتش آه عاشقان بشنید·آهشان را بس اعتبار نهاد
- 14 در عنایات خویششان بکشید·جرمشان را به جای کار نهاد
- 15 نور عشاق شمس تبریزی·نور در دیده شمس وار نهاد
ganjoor: sh967 · public domain