ديوان شمس› غزل ٩٧٠› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۷۰
- با گل و خار ساختن مردیست مرد را ساز ساز باید کرد
G970:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دیدهها شب فراز باید کرد·روز شد دیده باز باید کرد
- 2 ترک ما هر طرف که مرکب راند·آن طرف ترکتاز باید کرد
- 3 مطبخ جان به سوی بیسوییست·پوز آن سو دراز باید کرد
- 4 چون چنین کان زر پدید آمد·خویش را جمله گاز باید کرد
- 5 جامهٔ عمر را ز آب حیات·چون خضِر خوشطراز باید کرد
- 6 چون غیورست آن نبات حیات·زین شکر احتراز باید کرد
- 7 چون چنین نازنین به خانهٔ ماست·وقت نازست، ناز باید کرد
- 8 با گل و خار ساختن مردیست·مرد را ساز ساز باید کرد
- 9 قبلهٔ روی او چو پیدا شد·کعبهها را نماز باید کرد
- 10 سجدههایی که آن سری باشد·پیش آن سر فراز باید کرد
- 11 پیش آن عشق عاقبت محمود·خویشتن را ایاز باید کرد
- 12 چون حقیقت نهفته در خمشیست·ترک گفت مجاز باید کرد
ganjoor: sh970 · public domain